X
تبلیغات
عزاداری سنتی بوشهر
عزاداری سنتی بوشهر
دانلودنوحه بوشهری - عزاداری در بوشهر - سینه زنی بوشهری


مصاحبه با شادروان باقر آرامی قبل از مرگ: از امامزاده تا باغ ملا با بخشو نوحه می خواندیم

 - برای شروع لطفا خودتان را معرفی کنید.

- این جانب باقر آرامی باغملایی متولد 1324 هستم. شغلم، آموزگاری است. ضمن این که سال هاست کار نوحه خوانی و مداحی را هم  انجام می دهم.

- نوحه خوانی و مداحی را از چه سالی شروع کردید؟

- از سال 1334 در شهر بوشهر نوحه خوانی را شروع کردم.

- چه قدر از ناخدا عباس دریانورد شناخت داشتید؟

-  ناخدا عباس دریانورد هم شاعر بود و هم آهنگ ساز، البته ما او را در سن پیری و در حال پیری دیدیم و با سنج و دمام و سینه زنی بر سر مزارش به اهواز رفتیم. هیچ کدام از نوحه خوانان در نوحه خوانی به پای ناخدا عباس نمی رسیدند.  ناخدا عباس ،کتاب و دیوان مداحی و شعر دارد که بچه ها از آن استفاده می کنند.

- نوحه خوانی زنده یاد بخشو چطور بود؟

- قبل از اینکه بخشو به سربازی برود سواد یادش دادیم؛ هر کدام از اهالی محل بخش هایی را به او آموزش دادند تا این که با سواد شد و بعد به مرحله پیکار رسید و در محله خواجه ها، غلامحسین نیکو به او آموزش داد تا این که پیکار را هم یاد گرفت و بعد به سربازی رفت. البته در سربازی هم تعلیم می دید و در زمان سربازی هم هر گاه فرصت می کرد نوحه خوانی می کرد. اول در خانه کدخدای باغ ملا می خواند و من پیشخوان او بودم تا وقتی به سربازی رفت. بعد از سربازی به محله دهدشتی رفت و در مسجد آن ها شروع به نوحه خوانی کرد.

- از چگونگی زندگی مرحوم بخشو بگویید.

- مرحوم بخشو در سال 1315متولد شد و  حدود 16یا 17 سال سن داشت که به نوحه خوانی روی آورد و این کار را شروع کرد.

- او در آن زمان نوحه خوانی را از چه کسی یاد می گرفت؟

- من با بخشو هفته ای دو روز به حاجی مهیمنی سر می زدیم و او بود که نوحه خوانی را به ما یاد می داد و نوحه هایی را که بیرون آورده بود می خواند و ما هم می خواندیم و تکرار می کردیم و از محله امامزاده تا باغ ملا می خواندیم که مسافت این دو محل 7-8 کیلومتری می شد.

- مرحوم بخشو بیشتر در چه محلاتی نوحه می خواند؟

 - مرحوم بخشو از محله باغ ملا به تنگک می رفت و بعد لیل و بعد خواجه ها و بعد از آن به امامزاده می رفت که در آن محلات نوحه بخواند. مرحوم بخشو تا قبل از مرگش نوحه می خواند و در حسینیه بلبلی ها، جفره ماهینی، صلح آباد و دهدشتی و بهبهانی هم نوحه می خواند. او در شب های محرم هم نوحه می خواند؛ در شب سوم محرم در ریشهر می خواند و در روزهای تاسوعا و عاشورا و روزهایی که تعزیه برگزار می شد در محله خواجه ها می خواند.

- نوحه خوانی در مساجد را چطور تقسیم می کردید؟

- او در 5 مسجد می خواند و من هم 5 مسجد. در مسجد کوتی احمد زبردست نوحه می خواند و در مسجد بهبهانی خرمایی بود و پسرش حسین که بعد جانشین پدر شد و وقتی به سربازی رفت من در مسجد شنبدی نوحه می خواندم. اما حسین بعد از سربازی دیگر نیامد که نوحه بخواند اما هنوز نوحه بیرون می آورد و آهنگسازی می کند.

- صدای مرحوم بخشو چطور بود؟

صدای بخشو از فضای کله اش بود یعنی اوج می گرفت. امروز ما خواننده ای نداریم که از روی سر و کله بخواند در صورتی که روی حنجره می خوانند و بعد از 2 بار خواندن مشکل پیدا می کنند و صدایشان گیر می کند اما صدای بخشو طوری بود که می توانست در50 مکان بخواند. صدای بخشو خیلی روان و مردانه بود اگر مردم الان نوارش را گوش دهند متوجه می شوند که چه صدای زیبا  و رسایی داشت.

- صدای مرحوم بخشو در مقایسه با نوحه خوانان دیگر چگونه بود؟

- در آن زمان یک نوحه خوان به نام دالبی بود که صدای بسیار زیبایی داشت اما ما او را ندیدیم و قبل از من و بخشو به رحمت خدا رفت اما بعد از او صدایی مثل بخشو در این استان به وجود نیامد. به همین دلیل مردم دوستش دارند. بخشو شاهنامه می خواند، نی انبونه هم می زد و آخرین نی انبونه ای که نواخت در روز مراسم عروسی من بود.

- از اخلاق مرحوم بخشو بگویید.

- مرحوم بخشو فرد خاکی و فروتن بود ولی زیر بار ظلم نمی رفت.  او حدوداً4-5 سال از من بزرگتر بود ولی هیچ وقت زیر بار ظلم نمی رفت او پهلوان زرنگی بود.

- نوحه خوانی در گذشته با نوحه خوانی در امروز چه تفاوتی با هم دارد؟

- قبلا مثل الان نبود. تشکیلاتی مثل رادیو، تلویزیون و میکروفون که الان وجود دارد در گذشته نبود، ما حتا بلندگو نداشتیم و تا 8 سال بدون بلندگو نوحه می خواندیم و اگر می بینیم که مردم بخشو را  با جان می خواهند به این خاطر است که تصویر او زیاد شده و به خاطر سبکی که در نوحه خوانی داشت، تمام ایران او را دوست دارند و خواهان صداي او هستند. همان طور که سبک سینه زنی ما متفاوت است به گونه ای که دست چپ کمر کناری را می گیرد و دست و پا با هم حرکت می کند که این یک نوع وحدت است و نه اینکه دو دستی سینه می زنند سینه زنی ما سبک به خصوصی دارد و بخشو بهترین صدا را دارد که مردم  در ایران او را می خواهند.

- استقبال مردم از نوحه خوانی مرحوم بخشو چگونه بود؟

- اولا من را زمان اول جنگ براي نوحه خواني به اهواز بردند، اما بخشو زمان شاه بود كه به آبادان رفت تا نوحه بخواند. رادیو، تلویزیون و... صدایش را پخش کردند و اهواز، خرمشهر، آبادان، دزفول و همه شلوغ شد و من هم در آن زمان گرفتار مدرسه بودم .

- مرحوم بخشو چند سال در قید حیات بود و در چه سالی از دنیا رفت؟

- بخشی در تاریخ 19/6/56 به رحمت خدا رفت.

- مراسم تشییع مرحوم بخشو چگونه بود؟

-  محله های جفره ماهینی، باغملا، دهدشتی، صلح آباد، سنگی و... همه بخشو را می خواستند؛ همه بر سر او دعوا داشتند و این طور شد که برادرش گفت باید به مسجد پیرزن برود و ما هم او را به آنجا بردیم و بعد به سردخانه 25 شهریور و فردا تشییع شد. روز تشییع بخشو همه بودند و خیلی شلوغ شده بود؛تعداد ماشین ها از خود شهر تا امامزاده محمد باقر هم می رسید و بخشو دفن شد و بعد از یک هفته فاتحه و هفته آن تمام شد و ما هم به دنبال درس رفتیم.


 بخشو بدون بلندگو عبدالرزاق زندويان- متولد 1329- بوشهر: به ياد دارم در آخرين شب ماه صفر كه زنده ياد بخشو مشغول نوحه خواني بود دستگاه آمپلي فاير مشكل پيدا كرده بود و صدا برداري را از کیفیت انداخته بود كه شادروان بخشو ميكروفون را خاموش كرد و بدون بلندگو درحياط مسجد نوحه خواني كرد. جالب آن كه بعد از اين كه نوار همان شب را گوش مي كرديم، هيچ كسي متوجه نمي شد كه دستگاه خاموش بوده است و بخشو با صداي طبيعي خودش اين نوحه ها را خوانده است و اتفاقا يكي از بهترين اجراهاي بخشو همان شب و بدون بلند گو بود كه نشان از توان گسترده ي اين نوحه خوان بي نظير داشت، چرا كه او در خواندن، هيچ زمان كم نمي آورد. حتي نوحه هاي كه نفس و توانايي خاصي لازم داشت. فكر مي كنم كه موسيقي مذهبي بوشهر ديگر شخصي مثل بخشو را به خود نبيند ولي تا زماني كه اين مراسم برپاست صداي بخشو در ميان همه مردم طنين انداز است و مراسم محرم و صفر بدون نام بخشو چندان صفايي ندارد.


 بخشو ضبط ها را خاموش كرد- محمد ابراهيم روشن روان -1329- بوشهر: به خاطر دارم در يكي از شب های جمعه كه مشغول سينه زني بوديم با وجود اين كه دستگاه هاي ضبط صوت زيادي هم نبود اما  آن ها كه ضبط داشتند شب ها با خود مي آوردند و چون جايي براي ضبط ها نبودند به ناچار وسط و تقريبا روي زمين مي گذاشتند سكويي هم بود كه بعضي از ضبط ها را آن جا مي گذاشتند. بعد از اين كه سينه به واحد رسيده بود بخشو نشست و تمام ضبط هاي خاموش كرد و بعد هم لبخند زد.


جواب مادرم راچه بدهم حميد ارشدي زاده متولد 1336 بوشهر : زنده ياد جهان بخش كردي زاده 1342 در سال بعد از آن كه شادروان محمد شريفيان بنا به دلايلي به نوحه خواني در مسجد دهدشتي ادامه نداد، به پيشنهاد تعدادي از هم محله اي هاي ايشان ( باغ ملا) كه بازار قديم با اهالي محله دهشتي مثل شیرخان خالوزاده سر و كار داشتند. به پيشكسوتان محل معرفي می شود و پس از برگزاري مراسمي در مسجد پیرزن كه زنده ياد بخشو در آن مجلس مي خوانده مورد تایید قرار مي گيرد و از آن تاريخ به بعد به مسجد دهدشتي مي آيد و از كمك هاي شادروان اصلاح پذير استفاده كرد. در كار نوحه خواني پيشرفت زيادي كرد. شادروان كردي زاده در طول تمام سال هایي كه در مسجد دهدشتي می خواند به اهالي محل خصوصا پيشكسوتان علاقه  بسيار زيادي پيدا كرده بود و هميشه حرمت و احترام آن ها را نگاه مي داشت و تا آخرين لحظه عمرش به مسجد دهدشتي و عهدي كه با بزرگان محل بسته بود پايبند بود. به ياد دارم در آن سال ها از راديو و تلويزيون ملي ايران تقاضاي فراواني از او براي خواندن در راديو داشتند و اين كه در راديو خوانندگي كند ولي او هميشه مي گفت: جواب مادرم را چه بدهم؟ و بعد ها به اصرار و خواهش مردم در فیلم اربعین و دليران تنگستان آن هم چون در رابطه با نوحه خواني بود شركت كرد. او علاقه زيادي به آقاي سيدمحمد تقي و آقا سيد ابراهيم حجت داشت.


بخشو سينه زني بوشهر را به تمام ايران معرفي  كرد.حسين مصلحيان (متولد 1326- بوشهر): در سال 1337 كه بخشو در مسجد شكرا... خان شيراز خواند سرباز بود و پر از آن توسط يكي از سيدهاي باغ ملا به مرحوم شیرخان خالوزاده معرفي مي شود و ايشان هم بعد از خواندن در مسجد پيرزن مورد قبول اهالي محل واقع مي شود و پس از آن نوحه خوان ثابت و رسمي مسجد دهدشتي مي شود. ياد دارم در واحدها با مرحوم حاج علي رضا مصلحيان (عموي بنده) دو نفري شروع به خواندن چاووشي مي کردند و به هم جواب مي دادند. بخشو يك صداي بي نظیر بود که ديگر تكرار نمي شود. بخشو، سينه زني بوشهر را به تمام ايران معرفي مي كرد.


 بعد از شنيدن صداي بخشو مردم به وي علاقه مند مي شدندحسن مهدي زاده دواني : به خاطر دارم كه ميلاد امام زمان بود در فصل تابستان و صحن مسجد را براي جشن سرور و پذيرايي آماده كرده بودند و بنده براي اولين بار زنده ياد جهان بخش كردي زاده را در آن جا ديدم كه ايشان پاي منبر ايستاده و به ذكر مولود نبي و خواندن اشعاري در رابطه با امام زمان (ع) مشغول بود. بعد از شنيدن صداي ايشان اكثرا به آن زنده ياد علاقه مند مي شدند و بعد هم رسما در مسجد دهدشتي به نوحه خوان پرداخت. ياد دارم قبل از اين كه مراسم سينه شروع شود شادروان كردي زاده به شبستان مسجد مي آمد و در آنجا مي نشست و افرادي هم با او بودند و امير (فرزند شادروان بخشو) هم با او بود. درمصاحبه اي از او سوال شد كه آيا فرزند شما هم  از صداي شما بهره اي دارد؟ گفت در بعضي مواقع بله. بعضي وقت ها از او مي خواهم  چيزي بخواند و يا نوحه اي را شروع كند كه پي برده ام كه صداي او هم صداي خوبي است و مي تواند نوحه خوان خوبي شود

.


بخشو؛ اين جاودان بي همتااو را براي اولين بار در اواسط دهه سي وقتي دوران آغازين دبستان را مي گذرانيدم ديدم. جواني سياه چهره و لاغر اندام در لباس سربازي، درست روز عاشورا، در تنگك منزل  زاير خدر رستم زاد. همه ساله در اين ايام منزل كد خداي محل كه مورد اعتماد جامعه ي چك روستايي بود و فرزندان تحصيل كرده و با وقاري تحويل جامعه داده بود، مراسم محرم برگزار مي گرديد. ديگ هاي شكر پلو و زيره پلو و قيمه روي هيزم هاي گداخته حكايت از وليمه عروسي قاسم داماد مي داد. در همين روز بعد از نهار سينه زني در محل حياط منزل زاير انجام مي گرفت. از تمام روستاهاي اطراف و مراكز شهر به محل مراسم مي آمدند. همه جاي حياط بزرگ كدخدا صحبت از سربازي بود كه در پادگان نظامي خدمت مي كرد و امروز براي نوحه خواني آمده بود فرزند مفتاح. جماعت زيادي دور حياط آماده براي مراسم و مناسك عزاداري قاسم بودند، آن زمان ها سينه زني با تن هاي لخت و عريان انجام مي گرفت. زير سايه باني كه با برزنت ضخيم پوشيده بود تا سينه زن از هرم آفتاب در امان باشد. سينه زنان يكي يكي يا چند تا چند تا تير چوبي ميان سايه بان در حالي كه هم ديگر را گرفته بودند، چرخه ي ماتم را سامان مي دادند. جوان سياه چهره در گوشه اي از سراي بزرگ ايستاده بود. شرم در چهره اش به خوبي آشكار بود.  ظاهرا او را علي ميهمنيان كه خود نوحه خواني ماهر و شاعري زبر دست بود به اين مكان آورده بود و حالا داشت به جوان دلداري مي داد و مي خواست كاري كند كه با قدرت و بدون ترس از جماعت سينه زن اولين تجربه را آزمايش كند و بخواند. روي پيراهنش نوشته بود بخشي كردي زاده جميع گردان پنج. هر لحظه بر تعداد سينه زن و برهاي سينه افزوده مي شد. نوبت به ورود جوان سياه چهره رسيد، او با همان هيبت قدم در ميدان تجربه نهاد و شروع به خواندن كرد. آن هم نوحه محرم و از ساخته هاي ناخدا عباس. در حالي كه زنگي غريب در صدايش بود:





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389 توسط رضا

قالب وبلاگ